دستور جلسه اول

در ابتدا خداوند را شاکرم که بار دیگر در این جایگاه قرار گرفته ام و قبل از هر چیز فرا رسیدن عید مبعث را به همه مسافران و همسفران عزیز تبریک می گویم.

از عنوان دستور جلسه اگر ما تفکری در ان داشته باشیم به دو بخش اعضاء و دیگری مرزبانها می رسیم و البته به نظر بنده چگونگی همکاری متقابل اعضاء و مرزبان ها بهتر با موضوع مرتبط است چون این همکاری همیشه متقابل است.

اگر دقت کرده باشید هر کسی که وارد کنگره می شود هم مسافر و هم همسفر برای ورود و شروع یک سری سلسله مراتبی را طی می کند.

همچنین در هر شعبه 8 نفر به صورت مرزبان در قسمت اقایان و دو مرزبان همسفر برای همسفر خانم ها و اگر همسفر اقا هم در ان منطقه بود یک نفر به عنوان مرزبان همسفر اقایان در حال اداره کردن ان شعبه هستند.

کار و وظیفه مرزبانان به عنوان اداره کنندگان کنگره 60 در همان منطقه می باشد و خط و مشی مرزبانان تابع شعبه مرکزی یا اکادمی واقع در خیابان هفتم تیر تهران است که ما به عنوان شعبه مرکزی از ان یاد می کنیم.

وظیفه مرزبانان حافظ اصول و قوانین و حرمت کنگره 60 می باشد و در جهت تعالی کنگره 60 تلاش می کنند.

تک تک اعضاء کنگره 60 افرادی هستند که نیاز به کنگره 60 دارند. چه مسافر و چه همسفر به این مکان نیاز دارند. جون به غیر از این مکان جای دیگری ندارند.

همه اعضاء باید تابعیت محض و بدون چون وچرا از مرزبانی داشته باشند. چون اعضایی که در مرزبانی انتخاب می شوند توسط خود اعضای کنگره 60 سالی یکبار انتخاب می شوند و این انتخابات کاملا ازاد است.

در قرآن کریم سوره بقره ذکر شده که خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی کند مگر اینکه ان قوم به خواسته خودش باشد.

تاکنون هفت دوره مرزبانی سپری شده و همه انتخاب های خودمان بوده است.

مرزبانان دو نوع قوانین را باید پایه گذاری کنند:

اول قوانینی که توسط کنگره دیده بانی یا همان کنگره مرکزی به تمام شعب و منطقه اعلام می شود.

دوم قوانینی که در کنار قوانین بالا اجرا می شود که به دلیل شرایط زمانی و مکانی همان شعبه به مشورت گذاشته می شود و تثبیت شده و بعد اعلام شده و اجرا می شود و البته ناظر همین قوانین هم کنگره مرکزی می باشد.

موضوعی که اخیرا با ان مواجه هستیم موضوع مکان کنگره 60 هست و مکانی که همه اعضاء به ان نیاز داریم.

به اعتقاد من نباید موضوع به اینجا کشیده می شد.

من وقتی به سایت می روم و می بینم که یک نفر که در جایگاه مدیریت قرار دارد به غیر از ضوابطی و یا قوانینی که انجام می دهد یک سری روابطی هم در کنار ضوابط باید قرار بدهد یعنی تعاملاتی که باید داشته باشد.

تعاملات کنگره 60 مستقیم با ستاد مبارزه با مواد مخدر است ولی نیاز است با بقیه ارگانهای دولتی نیز تعاملات را داشته باشیم.

مهندس دژاکام در سی دی بند محکمتر تاکید می کند که هر کاری که قصد انجام ان را دارید باید یک سند بدون نقص باشد. حال من به این موضوع اعتقاد دارم که ناخواسته به این شرایط کشیده شدیم و این شرایطی است که تک تک اعضاء باید احساس مسئولیت بکنند.

پیامهایی که مرزبانی به تابلو زده یا پشت تریبون اعلام می کنندهمینطوری یا برای دهن پر کنی نیست. این پیامها پیام هایی است که باید داده بشود.

اگر اعلام شده دیگر ماشین نیاورید صحبتی بوده که مهندس دژاکام  صریحا فرموده اند. شما اگر در شعبه مرکزی رفته باشید حتما دیده اید که کسی با ماشین نمی اید. البته کسی به اعضاء مرکزی نگفته بلکه خود اشخاص بوده اند که رعایت کرده اند.

درهر شعبه افرادی هستند که گل سر سبد کنگره هستند اول کمک راهنماها و دوم مرزبانی و این دو گروه در ابتدا خودشان باید الگو باشند و اولین کسانی باشند که به قوانین احترام می گذارند. زیرا همه در یک سطح قرار دارند و همه انسان هستیم و همه باید به قوانین احترام بگذاریم.

شرایط مرزبانی الان واقعا شرایط سختیست و من خودم بخاطر اینکه توفیق خدمت در مرزبانی را داشته ام شرایط را درک می کنم و به قول مهندس دژاکام مرزبانی مثل راه رفتن روی شیشه است و کسی که یکسال مرزبان شود به خوبی با مدریت بحران اشنا خواهد شد و یک مدیر و مدبر کار کشته خواهد شد.

مرزبانان کسانی هستند که نه ریالی پول می گیرندو حتی بعضی از انها کارشان را رها کردهاند تا بتوانند یکسال بدرستی این شعبه را اداره کنند.

من از همه مرزبانان به خاطر تمام زحماتی که می کشند کمال تشکر را دارم و خواهش دارم اگر می شود قوانین را طوری اجرا بکنند که از جنبه تهدید دور باشد. چون کنگره 60 بر پایه محبت پایه گذاری شده است.

کنگره 60 همانند یک گردباد سبز است. هر چه فرد سنگینتر باشد به مرکز نزدیکتر است و به سلامت خارج می شود و افرادی که نمی توانند قوانین را رعایت کنند سبکتر  هستند و از گردباد به بیرون رانده خواهد شد و خرد ونابود خواهند شد.


دستور جلسه دوم

محمد زمانی که وارد لژیون من شد تنها 16 سال سن داشت و جوانترین فرد در کنگره 60 در ان زمان بود. من تا قبل از دیدن او فکر می کردم خودم بودم که خیلی زود شروع به مصرف مواد کردم ولی با دیدن محمد نظرم عوض شد. حتی در ابتدا اشنایی من با محمد فکر می کردم همسفر محمد اقا رحیم خودشان مسافر هستند که بعد متوجه شدم قصد امدن ایشان معرفی محمد به کنگره بود.

محمد خیلی زود مصرف مواد را از سن 11 سالگی شروع کرده بود و وقتی که در سن 16 سالگی وارد کنگره شد در اوج مصرف مواد مخدر از همه نوع بود.

مساله ای که خیلی برای من جالب بود همسفر محمد بود که از هر مسافری ثابت قدم تر بود و من درسهای خیلی زیادی از ایشان گرفتم. همسفر رحیم هم در لژیون عبدالله موسوی بودند که من از ایشان هم کمال تشکر را دارم.

این جشن تولد برای من خیلی زیباست چون محمد تنها قید و بندی که می توانست برای خودش لحاظ بکند قید و بند خانواده بود.

من این روز عزیز را به مهندس دژاکام و خانم آنی کنگره 60 شعبه اصفهان و محمد عزیز و خانواده محترمشان تبریک میگویم.

جشن اولین سالروز رهایی مسافر محمد 


اعلام سفر :

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر انتی ایکس مصرفی :

شیشه حشیش متادون

طول درمان(سفر اول) 14 ماه رهایی یکسال و دو ماه



آرزوی مسافر محمد :


ارزو دارم همه سفر اولی ها به رهایی برسند و جایگاهی که من امروز لمس کردم را خودشان تجربه کنند.


آرزوی همسفر رحیم :



آرزو دارم هر کس هر آرزوی معقولی در دل دارد به آرزویش برسد.


سخنان مسافر عبدالله موسوی:

در ابتدا این روز عزیز را به تمامی زحمتکشان کنگره 60 تبریک میگویم و یک خسته نباشید خدمت اقای زارع می گویم. چون در ابتدا که محمد وارد کنگره شد اصلا حال خوبی نداشت و چهره ای که الان از او میبینم گواهی حال خوب او دارد.


در ابتدا وقتی اقا رحیم وارد لژیون من شد از ایشان پرسیدم شما مصرف کننده هستید و اقا رحیم گفتند من برای پسرم به اینجا آمده ام. ولی بعد از مدتی که سپری شد دیدم اقا رحیم خیلی با مواد آشنایی دارد و صحبت هایی که می کند عین یک مصرف کننده است و بعد که از ایشان پرسیدم دیدم ایشان تمام ان جی او ها  را تجربه کرده و می گفت من 6 ماه هر جا جلسه na بود می رفتم و یکی از افراد na کنگره را به اقا رحیم معرفی کرده بود.

آقا رحیم در سفر اولش خیلی خوب حرکت کرد و خوب مطالعه کرد و قدمهای استواری که برداشت باعث شد روی محمد هم تاثیر بگذارد و سفرش را خوب انجام دهد. من به آقا رحیم و خانواده اش تبریک می گویم و امیدوارم ایشان را در جایگاه کمک راهنمایی ببینم.

سخنان مسافر محمد :

اول از همه خیلی خوشحالم و ارزو دارم که همه مسافران کنگره 60 این جایگاه را لمس کنند چون این احساس درونیست و قابل توصیف نیست.


من مصرف مواد را از سن 11 ساللگی شروع کردم و با افراد خلافکاری که از سن من خیلی بزرگتر بودند معاشرت داشتم. من با تمام وجودم خماری کارتون خوابی و تخریب مواد را حس کردم.

یادم می اید 16 سالم بود و در شبی در خیابان پرسه می زدم که یک دفعه صدای اذان بلند شد. در دلم گفتم چرا من مثل بقیه هم سن و سالهای خودم الان در منزل وکنار خانواده نیستم. بعد به سمت مسجد رفتم و وضو گرفتم و حتی نماز خواندن هم بلد نبودم و ادای نماز خواندن را در آوردم و قرآن را باز کردم و فقط به کلمات نگاه کردم. چون حتی حوصله خواندن قرآن را هم نداشتم ولی در دلم خواستم که رها بشوم و بعد از مدتی خودم را در کنگره دیدم و از این بابت خوشحالم.


سخنان همسفر رحیم :

من همیشه آرزو داشتم محمد هم مثل بقیه هم سن و سال های خودش به دانشگاه برود ولی با آمدنش به کنگره محمد بود که مرا به دانشگاهی به نام کنگره 60 اورد.

محمد پسری غیر قابل کنترل بود و با افرادی در رفت و آمد بود که من با این سنم هم جرعت معاشرت با چنین افرادی را نداشتم. بعضی از شبها دوستانش از روی دلسوزی به من تماس می گرفتند که محمد در فلان ساختمان نیمه ساز روی کارتون خوابیده. من در ابتدا باورم نمی شد ولی وقتی می رفتم او انجا بود.

من از طریق اینترنت توسط خواهر محمد با کنگره اشنا شدم.

بسیار خوشحالم که پسرم رها شده و از همه تشکر فراوان دارم.

سخنان همسفر کاویانی :


واقعا فکر نمیکردم روزی بشود که محمد رها شود چون محمد یک پسر کاملا ناهنجار بود. ولی الان خوشحالم به رهایی رسیده و از تمامی مسئولان و اعضاء کنگره که در این راه زحمت می کشند کمال تشکر را دارم.



پیام تولد :