اولين مطلبي که در cd راجب آن صحبت ميشود موضوع ظرفيت انسان است.به طور کلي هرچه آگاهي انسان بالاتر رود،موقعي مفيد واقع ميشود که به همان نسبت ظرفيت او هم بالا برود. و اگر اين نسبت رعايت نشود باعث تخريب در خودمان و اطرافيانمان خواهد شد.در بعضي از موارد ظرفيت ها به سخن گفتن است و در بيشتر موارد ظرفيت ها به سکوت و سخن نگفتن است.خيلي از مسائل و آگاهي هايي هستند که اگر ما به زبان بياوريم باعث ناراحتي و رنجش خودمان و اطرافيانمان خواهد شد.در کليه مسائل ما بايد تحليل و تفکر لازم را راجبش بکنيم و بعد تصميم بگيريم.در کل هرچه بيشتر ظرفيت را در خود بالا ببريم زمينه براي داشتن آگاهي بشتر ما فراهم ميشود.


770Image_063_.jpg

دومين مطلبي که در cd راجبش بحث شده موضوع ناشناخته بودن انسان است.به طور کل انسان از دو قسمت صور آشکار و صور پنهان تشکيل شده است که صور آشکار جسم فيزيکي ماست و صور پنهان ما مانند عقل ،نفس،روح و ذهن،آرشيو کالبد دوم و....است.انسان ها هنوز در شناخت صور آشکار خود درمانده هستند چه برسد به صور پنهان که ما اطلاعات اندکي از آن داريم.

مسئله اي که تمام علما و اديان به آن اعتقاد داند اين است که زندگي انسان از روز الست آغاز شده.زماني که شايد اولين پيمان را انسان با خدا بست.

به ظاهر زماني که از بهشت رانده شد و ميوه ممنوعه را استفاده کرد و به شجره خبيثه نزديک شد و اين آغاز يک زندگي نوين براي انسان بود و علما از آن به عالم زر نام برده شده که منظور از عالمي آمده ايم که بسيار کوچک بود و مخلوق انسان بسيار کوچک بود نکته مهم اين است که زندگي قبل از اين هم بوده چون خداوندي وجود داشته و ما زماني رانميتوانيم پيدا کنيم که خداوندي بوده باشد و مخلوقي نبوده باشد.


خداى سبحان در قرآن كريم مى‏فرمايد:

«...وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ...»؛ اعراف (7)، آيه 172.؛

«به خاطر بياور زمانى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم «ذريّه» آنها را برگرفت، آنان را گواه بر خودشان گرفت و از آنها پرسيد: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى، ما گواهى داديم. اين براى آن است كه در روز قيامت نگوييد: ما از اين مسئله (توحيد و معرفةاللَّه) غافل بوديم».

در توضيح و تبيين اين آيه روايات متعددى از پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) وارد شده است. از جمله امام باقر(ع) ضمن روايتى به زرارة فرمود: «خداوند از پشت آدم، ذريه‏اش را تا قيامت بركشيد و آنان به صورت انبوه خارج شدند. آن گاه خداوند خود را به آنان شناساند و برايشان نماياند و اگر چنين نمى‏كرد، هيچ كس پروردگار خويش را نمى‏شناخت...»

اصول كافى، ج 3، كتاب الايمان والكفر، باب فطرة الخلق على التوحيد، ح 4، ص 20، ترجمه سيد جواد مصطفوى..

نکته ديگري که در اين مسئله با آن مواجه ميشويم اين است که اگر ما در روز الست بوده ايم چرا چيزي به ياد نمي آوريم و اين مسئله اي است که در کل به صلاح انسان نيست که به آن آرشيو دست پيدا کنيم و همچنين که درقر آن ذکر شده و تاکيد شده که يکي از صفاتي که در انسان وجود دارد این است که انسان فراموشکار است.البته مطالبي است که در آرشيو ما نگه داري ميشودو به صلاح ما نيست که آن مطالب براي ما روشن شود.چون در کل دانستن آن ها باعث تخريب ميشود و اين به خاطر صفت ستارالعيوبي خداوند است که به نظر من يکي از بزرگترين صفات خداوند است که باعث مي شود عيوب ديگران نسبت به همديگر پوشيده شود و حال اين عيوب مي تواند در اين زندگي ما باشد يا در حيات هاي قبلي ما بوده باشد و اين به دستور خداوند اين مطالب و آرشيو ها بسته مي شود. به عنوان مثال روزي که گاليله، گرد بودن زمين را بيان کرد يک سري از مذهبيون او را مرتد خواندند و او را کشتند. زيرا در آن زمان ظرفيت پذيرش چنين واقعيتي نبود.

البته ارشیو مي تواند براي هر کسي باز بشود اگر که بخواهد و يا بتواند که بستگي به ظرفيت و آگاهي و سير و سلوک معنوي آن شخص دارد.


مسئله اصلي که در اين CD  راجع به آن بحث شده، يد واحده است. به طور کلي ما در اين دنيا يا صور آشکار ما يک خانواده داريم که از طريق ژنتيکي یا خونی به همديگر متصل و مربوط هستيم. اين شرايط ژنتيکي و خوني، قرار دادي است که ما در اين دنيا از لحظه تولد تا مرگ، اين قرار داد معتبر مي باشد. ولي پيماني که ما با خداوند از روز الست بستيم، همچنان باقيست و ممکن است در حيات هاي بعدي اشخاص ديگري در نقش پدر يا مادر يا خواهر يا... ما باشد. پايان قرار داد الست مشخص نيست. همانطور که آغاز آن هم مشخص نيست. به جز علمش براي خداوند که مشخص و کامل است.منظور از روح در اين CD ، کالبدي است که صور پنهان انسان بر آن قرار دارد که شامل عقل، نفس، حس، ذهن، شش کالبد ديگر و... در آن قرار دارد.

به طور کلي اقای دژاکام ميگويد ما يک قرار داد هايي و پيمان هايي داريم که آن ارواح در آن جهت حرکت ميکنند و به هم نوع خودشان براي رسيدن به هدف کمک ميکنند.


ما يک تعريفي درجهان بيني درباره ي ساختار داشتيم که حس هاي مشترک، به جهت تحقق اهداف خودشان يک ساختاري را به وجود مي آورند يا يک کمپين را به وجود مي آورند که در جهت رسيدن به خواسته هايشان بهم ديگر کمک ميکنند که به طور کلي ساختار ناميده ميشود.

حال در صور پنهان مشترک که ما از آن به طور کلي روح نام ميبريم.اين ارواح اهدافي را دارند که آن اهداف به جهت خواسته هايشان بهم ديگر کمک ميکنند تا به آنجا برسند.حال مجموع اين روح ها که به خويش خویش از آنها نام برده ميشود يد واحده گفته ميشود.

موضوع بعدی مبحث واقعيت و حقيقت است که واقعيت ها خود را در جسم نشان مي دهند   ولي حقيقت هم در جسميت هم در صور پنهان انسان خودش را نشان مي دهد. جسم يک وسيله ات براي رسيدن به حقيقت.

واقعيت چيزي است که ما در جسميت خود خواهان آن هستيم و در جسميت خود به آن تفکر مي کنيم. ولي حقيقت چيزي است که شايد ما در جسميت خود به آن تفکر نکنيم ولي در صور پنهانمان مي خواهيم و به آن تفکر مي کنيم.

جسم ما مانند ماشين است و روح ما راننده آن و ماشين به فرمان راننده است که حرکت مي کند و به هر جهت مي رود. ما وقتي وارد کنگره مي شويم هدفمان درمان است و اين واقعيت ما بوده ولي وقتي به اين مسئله تفکر کنيم و حقيقت موضوع را ببينيم ما به درجاتي     رسيده ايم که در ظاهر هيچ وقت به آن تفکر نمي کرديم ولي حال به آن دست يافته ايم.


به طور کل آن گروه يا دسته ارواح یا ید واحده مي توانند در مسير درست يا مثبت باشند يا در مسير منفي بالاخره همه اعضاي آن گروه به همديگر کمک خواهند کرد. شايد ما در اين جمعي که نشسته ايم نسبت خوني با همديگر نداشته باشيم ولي در صور پنهان همه ماها نسبت هاي خيلي نزديکي به همديگر داريم و خواهيم داشت. دوستان همه ما روح هايي داريم که از يک يد واحده هستيم و هدفي مشترک داريم. پس نسبت به همديگر محبت داشته باشيد و با ديد مثبت به همديگر نگاه کنيد تا بتوانيد از همديگر انرژي بگيريد و در غم و شادي يکديگر شريک باشيد. اگر من به هم نوع خودم از ارتباط محبتي دور بشوم اولين ضربه را به خودم زدم و خودم را از راه دور مي کنم.


124Image_064_.jpg