جهش و کم کردن
جهشی که در کتاب جناب مهندس بیان نموده است ، روشی است الگویی و روایت کارهایی است که مهندس برای ترک مواد انجام داده است تا توانسته مصرف مواد را قطع نماید وسپس اصلاحاتی بر روی زمان و درصد کاهش مواد مصرفی انجام شده و نتیجه همین روشی است که برای درمان صورت میپذیرد .
جهش یعنی از یک مرحله وارد یک مرحله ی دیگر شدن است یا به عبارت دیگر یعنی تغییر جایگاه ؛
جهش مستلزم داشتن توان و نیروی جسم و فکر است . جسم و فکر هردو لازم و ضروری است و هر کدام به تنهایی نمی تواند که کاری از پیش ببرد ولی قدرت تفکر اهمیت بسزائی در انجام مسائل دارد و این قدرت با بالا بردن سطح علوم و آگاهی ها تقویت میشود وسهم بسزائی را در پیشبرد اهداف دارد.
درروش کنگره ، همزمان با کم کردن مواد باید به همان میزان به سطح دانش و آگاهی افزوده شود تا در جهش ها شخص براحتی بتواند به جلو برود و به مشکل بر نخورد . اگر نتواند نیروی ذهن و تفکر خود را احیا نماید مطمئناً در ادامه سفر به مشکل بر میخورد . اگر نیازی به علم و دانش نبود ، اشخاص میتوانستند که همین کم کردن مواد را در منزل انجام دهند و نیازی به امدن به کنگره نبود و مشاهده شده که کسانی که بدون علم و فقط با کم کردن مواد این کار را انجام داده اند هیچگاه نتوانسته اند که در این کار موفق باشند .
در جهش و تغییر جایگاه ، می بایست ابتدا باید به جایگاه و رتبه ای که در ان هستیم به تسلط و ایمان و باور کافی دست پیدا کنیم و سپس جهش و تغییر را انجام دهیم .
توکل بخدا خوب است ولی تا زمانی که به خود ایمان و باور کافی نداشته باشیم این توکل معنی نمیدهد . باید اول برای انجام کاری توانایی انجام آن کار را در خود ایجاد نمود و سپس توکل کرد .
گاهی نیروهای شیطانی و بازدارنده در شخص توهم ایجاد میکنند و این توهم همان بهانه و توجیه ای است که شخص برای انجام اعمال ضد ارزش می اورد و این بهانه ها و توجیه ها مانند سرابی در کویر است.
مستلزم جهش ها و تغییر جایگاه ها ، سعی و تلاش است .
برای تغییر جایگاه به سمت مثبت می بایست اطلاعات و آگاهی های مثبت داشته باشیم و در سمت یادگیری و جمع آوری اطلاعات مثبت باید تلاش کرد و در مقابل اطلاعات منفی باعث پیشرفت در جهت منفی و اشتباه میشود .
اگر تفکرات منفی به سراغ انسان آمد ، باید با مثبت اندیشی افکار منفی را از خود دور نمود !!!!
در کتاب پیامی از استاد رعد آمده و آن پیام این است که :
محبت صوری نیست
محبت به لمس و سخن نیست
محبت دو سر یک کمان بی انتهاست
محبت آغاز و پایانی مشخص ندارد
محبت اگر باشد حقیقت است و دیدن حقیقت ، چشم دل میخواهد
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ،ظروف تهی است ؛
برای داشتن محبت به دیگران ، باید ابتدا به خود محبت داشته باشیم تا بتوانیم به دیگران محبت داشته باشیم ؛
*****موفق باشید *****