در خودداری ودوری کردن از ضدارزش ها ، مسئله ی القاء مطرح است که نیروهای بازدارنده و شیطانی بوسیله این نیرو باعث تخلیه نیروی مثبت میشود و در نتیجه حال و اوضاع روح وجسم آشفته میشود و در کل باید دانست که روح و روان انسان پاک است و در ضدارزش ها به ناآرامی و آشفتگی شخص منجر میشود .

در این رابطه ( نیروهای شیطانی ) در جلسه دوشنبه (کتاب ) به طور مفصل صحبت خواهد شد .

صفات انسان طی دانش و آگاهی و عمل به آنها متجّلی میشوند وبوجود میآیند و این صفات با او به حیات بعدی منتقل میشود و در حیات بعد او ، تقدیر و جایگاه او را رقم میزند . همانطور که تقدیر و جایگاه این حیات ، طبق صفات و اعمال شخص در حیات قبلیش رقم خورده است !!!!

این نکته در اینجا قابل ذکر است که این صفات طی آموزش و زمان خاص قابل تغییر است ، و به نوعی صفت گذشته در انسان صادق نیست ، چون انسان جاریست .

هستی طبق نظم و قانون خاص وهماهنگی در جریان است و اگر کوچکترین خللی در این نظم ایجاد گردد ، تمام این هستی و کائنات متلاشی میشود !!!

انسان شاید اختیار دارد ولی باید به ین موضوع توجه داشت که کوچکترین عمل انسان روی این نظم تاثیر دارد و این اختیار محدود است وباید پیرو یکسری قوانین باشد .یکی از عوامل بی نظمی ، مواد مخدر است که هم در صور آشکار و پنهان انسان و خانواده و جامعه و در کل هستی تاثیر بسزائی دارد . 

بی نظمی غیر قابل تحمل است ؛ همانطور که در زمان سوءمصرف ، خواه نا خواه از گروه ها و مجالس سالم طرد میشدیم و با بی توجهی اطرافیان مواجه می شدیم ، حتی اگر کسی بی نظم تر از خود مان در همان شرایط میخواست با ما ارتباط برقرار کند ، ما او را نمی پذیرفتیم ، چون برای ما غیر قابل تحمل بود ؛

همانطور که ورود بی نظمی به جمع منظم باعث آشفتگی و آشوب میشود ، بر عکس این موضوع نیز صادق است که با ورود نظم به یک جمع بی نظم نیز باعث پریشانی وآشفتگی میشود !!!

مطلب بعد در رابطه بارنج و سختی و آشفتگی و مشکلات انسان است که بدلیل ندانسته ها وجهل و نادانی اوست !!!

هر چقدر علم ودانش و آگاهی انسان بالاتر برود ، آرامش او نیز بالاتر میرود !!!

گاهی فعل صحیح و بدون نقص است ولی فاعل مشکل دارد ؛ این فاعل نباید بر روی تفکر ما در رابطه با آن فعل تاثیر منفی بگذارد !!!

مثلاً  گاهی مواقع یک علم یا قانون صحیح و بدون نقص است مثل اسلام ، ولی شاید کسی به نام این دین عمل اشتباه و ضدارزشی را انجام دهد ، در این موقع نباید که بخاطر عمل یک شخص کل دین را زیر سوال برد ، بلکه فاعل مقصر است نه فعل که همان دین اسلام باشد !!!!

یا مثلا تریاک یا الکل یک ماده بسیار مهم در علم پزشکی است ، حال اگر یک فرد از این مواد سوء استفاده کرد که نمیتوان گفت الکل و تریاک بد است !!!!

پس نتیجه میگیریم که وقتی درک صحیحی از فعل و فاعل داشته باشیم ، به آرامش بیشتری میرسیم و این درک تنها با علم وآگاهی بالا میرود .

یکی از حقّه های نیروهای شیطانی این است که با تداخل این فعل و فاعل باعث بوجود آمدن درگیری و نزاع و تعصب بیجا میشوند و ثمره اش هم قهر و جنگ و تفرقه و آشفتگی است !!!1

تفاوت انسان ها به آگاهی و علم وتفکر است نه به جاه ومال ومقام !!!

روشنائی هست ولی انسان با دست خود و با ناآگاهی و جهل جلوی این نور و روشنائی را میگیرد مانند یک چراغی که پرده ای را روی آن بیندازیم و جلوی نور را بگیریم .

انسان موجودی است که سرشار از احساسات و قابلیت هاست و در جائی زندگی میکند که همه ابزاری برای پیشرفت و کمالش است ولی همین انسان با این همه استعداد و قابلیت باناآگاهی و انجام اعمال ضدارزش و نادرست سدّی را جلوی این احساسات و قابلیت ها میگذارد و خود با دست خود مانع پیشرفت و کمال خود میشود و چیزی به جز پریشانی و رکود باقی نمیگذارد !!! مثلا یکی از این سدها مواد مخدر است !!!!

در این رابطه داستانی هست که یک روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود ...

«دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را

 به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات

 برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.»

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند

 امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها

 در اداره مى‌شده که بوده است. این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را

 ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد

 هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: «این فرد چه کسى

 بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»

 کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و

 وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان

 بند مى‌آمد.

آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه

 مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه

 بود:

«تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم

 کسى نیست جزء خود شما.

شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان

 را متحوّل کنید.

 شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها،

 تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید.

 شما تنها کسى هستید که

 مى‌توانید به خودتان کمک کنید.

 زندگى شما وقتى که رئیستان،

 دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند،

 دستخوش تغییر نمى‌شود.

 زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما

 تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که

 شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.

 مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان

 است

. خودتان را امتحان کنید.

 مواظب خودتان باشید.

 از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و

 واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید. دنیا مثل آینه است. انعکاس

 افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند.


 تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.»


*****موفق باشید*****