حس اصلی ترین اجزای صور پنهان است ؛

اگر حس نبود به هیچ عنوان حیات نبود ، حرکت نبود ، جاذبه و دافعه وجود نداشت .

حس مانند یک فضاپیماست که در کائنات به کنکاش و جستجو می پردازد و در حال جمع آوری اطلاعات است . اما اطلاعاتی را که جمع میکند تنها آنهایی برای انسان قابل لمس و درک است که  قبل از آن آموزشش را دیده باشد یا در رابطه با آن تفکر کرده باشد و یا اینکه تجربه ی آنرا کرده باشد .

چگونگی بوجود آمدن حسّ ....

در آخر وادی دهم اشاره به یک سیکل دارد که این سیکل از تفکر سالم شروع میشود و بعد از آن به ایمان سالم و سپس عمل سالم ، عقل سالم و در نهایت به عشق سالم میرسید ودو مرتبه تکرار این سیکل .

در این سیکل بعد از عمل ،حس است و بعد از ان عقل ؛

خوراک عقل اطلاعات است و این اطلاعات بوسیله ی حس ، منتقل میشود . مثلا شخصی برای ورزش کردن اول تفکر می کند در رابطه با نوع ورزش و وسایل و مکان مربوطه ولازم آن ، بعد از تفکر به ایمان کافی میرسد و حرکت را برای ورزش آغاز مینماید ، با حرکت ، حس خوب در درونش بوجود می آید وبعد از آن اطلاعات به عقل داده میشود و سرخوشی در او ایجاد میشود . این سیکل در نقطه ی مقابل نیز در مسیر ضد ارزش ها هم وجود دارد ، مانند وقتی که یک فرد مصرف کننده در زمان مصرف ابتدا به محیا کردن مکان مصرف تفکر میکند ، پس از رسیدن به ایمان کامل در رابطه با مکان به طرف آن حرکت میکند و شروع به مصرف می نماید ، با مصرف مواد در او حس نئشگی بوجود میاید و این اطلاعات به عقل میرسد . این دو سیکل با اینکه در انتها سرخوشی است ولی کاملا با هم متفاوت و متضاد است . حس در هردو حالت اطلاعات را گرفته و منتقل نموده ولی این دو بسیار متفاوت اند .

هم حسّ خوب هست و هم حسّ بد . هم حس خوب و هم حس بد می تواند جاذبه و دافعه ایجاد نماید .

نیروهای اهریمن از این مسئله سوءاستفاده مینمایند وبانشانه رفتن روی حس و کار و تداخل اینها میخواهند مانع پیشرفت و تکامل انسان شوند .

یکی از تعریف هایی که برای نیروهای اهریمن و شیطانی گفته میشود ، نیروهای باز دارنده است و این بدان معنی است کهقصد دارند که انسان را از تکامل ، باز دارند . 

این نیروها ازسر منشاء شروع میکنند !!!

این نیروها مثلا جلوی تفکر را میگیرد و یا جلوی حرکت و عمل را می بندد که شخص با هر تفکر و ایمانی نتواند حرکت کند ؛یکی از این نیروها میتواند توجیح باشد . چون به محض حرکت ، حس در انسان بوجود میآید و این نیروها نمیخواهند که حس در درون شخص بوجود بیآید و اطلاعات و آگاهی های جدید به عقل منتقل شود .

تعریف دیگری که میتوان از حسّ نمود این است که حس یک نیروئی است که باعث حرکت میشود .

مثلا شخص صبح اول وقت است و چون همت بیدار شدن را ندارد مثال پیام ، از اتوبوس جا می ماند ؛ ولی اگر شب تفکر سالم داشته باشد و به ایمان سالم برسد ، صبح سریع سر ساعت حرکت میکند و حس در درونش بوجود میآید .

در کم کردن مواد نیز همینگونه است . تفکر  سالم داشته باشید و با ایمان قوی و سالم برای کم کردن مواد حرکت کنید تا به حسّ سالم برسید . اگر در تفکر و ایمان کوچکترین ضعفی نشان دهید به همان اندازه در حرکت وحس دچار ضعف و کمبود هستید .

*****موفق باشید*****