وادی سیزدهم (11 )
در رابطه با مطلب فوق وادی که خوانده شد، سی دی یین و یانگ بسیار مفید است ؛
یین و یانگ ( برگرفته از نام رودهایی در چین ) یک فرضیه در چین است . در ورزشهای رزمی آرم و علامتی است که در تصویر نیز آمده است .
این علامت به نوعی نماد اضداد است که در یکطرف سیاهی است و در طرف دیگر سپیدی است . اصل این دایره مربوط به هستی و انسان است . یعنی انسان متشکّل شده است از یکسری نیروهای تاریکی و سیاهی و یکسری نیروهای روشنائی و سپیدی !!!
طبق این تصویرهیچ انسانی را نمی توان یافت که سیاهی مطلق باشد ویا برعکس اینکه سپیدی مطلق باشد !!!! اگر سیاهی مطلق باشد همیشه در درونش به اندازه ی یک نقطه سپیدی وجود دارد و همین طور برعکس اگر سپیدی مطلق باشد باز به اندازه ی یک نقطه تاریکی و سیاهی در درونش وجود دارد .همیشه روشنائی ها میتواند آبستن تاریکی ها باشد و بر عکس تاریکی ها نیز میتواند آبستن روشنائی ها باشد و به عبارت دیگر و بهتر در رابطه با انسان ، نمیتوان تاریکی را یافت که در درونش آبستنی از روشنائی نباشد و یا روشنائی که درد درونش آبستن تاریکی نباشد !!!!
برای روشن شدن این موضوع میتوان این مثال الگوئی را بیان کرد که : پس از عمل لقاح و جفت شدن اسپرم مرد و تخمک زن با هم ،در بدن مادر تشکیل سلولی به نام تخم را میدهند که این تخم به رحم مادر رفته و در آنجا برای رشد از طریق بند ناف از خون مادر تغذیه میکند وبه مرور زمان با تکثیر بزرگ میشود و رشد میکند و تا زمانی که جنین در رحم مادر است میگویند که مادر آبستن است ؛ مسئله ای که در این مطلب قابل توجه است این است که همان تخمی که در مرحله ی اولیه با میکروسکوپ هم به سختی دیده میشد به مرور زمان شروع به رشد کرد و تغذیه ی و مواد لازم را از خون مادر دریافت نمود . اوایل رشد به هیچ وجه از نظر ظاهری معلوم نیست که مادر آبستن است ولی به مرور این رشد در ظاهر نیز آشکار میشود تا جائی که زمان ترخیصش فرا رسید و وقتی نیز تبدیل به یک نوزاد شد شروع به رشد میکند تا جائی که همان تخمی که با میکروسکوپ به سختی دیده میشد ، حتی از نظر جسمی از مادر خود هم شاید بزرگتر شود .
گاهی روشنائی ها آبستن تاریکی ها هستند ، مثل شیطان که در دل روشنائی رشد پیدا کرد ولی در زمان خاص خودش ، شخصیت اصلی متولد شد و اهریمن شکل گرفت .
در وجود انسان نیز در رابطه با نیروهای روشنائی و تاریکی مانند همین مثال است که میتواندرون را متوجه نور کرد و تخم نور و روشنائی را در درون رشد داد که به مرور این روشنائی ها تکثیر پیدا کنند و بزرگ بشوند و بر تاریکی های درون غالب بشوند و انسان را به طرف روشنائی سوق دهند . برای همین است که خداوند بزرگترین گناهش را ناامیدی می داند !!! چون در بدترین شرایط و تاریکی ها میتواند یک روزنه ی نور و امید که همان خداست در درون رشد کند وجای تاریکی ها را به مرور نور و روشنائی میگیرد و همراهش آرامش میآید .
همانطور که گفته شد در ظلمات محض همیشه یک روزنه ی نور و امید هست که این روزنه نور همان خداست . ولی باید به این نکته توجه نمود که برای اینکه این نقطه و روزنه بزرگتر شود باید به طرف آن حرکت نمود و با حرکت به سمت آن به مرور این روزنه بزرگ و بزرگتر میشود تا جائی که تاریکی تبدیل به روشنائی محض میشود و از تاریکی ها خارج میشود.
این نکته بسیار مهم است که چون نور همیشه آبستن تاریکی است ، نباید هیچگاه غرور و منیّت انسان را از راه منحرف نماید و شخص فکر کند که دیگر همه چیز را میداند و یا دیگر اشتباه نمی کند !!!!
در این حرکت باید پشت به تاریکی حرکت کرد و رو به نور ؛ و این حرکت همان اجرای فرامین خداوند است و تا دست از هوا و هوس بر نداریم هیچ حرکتی صورت نمی پذیرد !!!!
عبادت ودعا در درگاه خداوند بسیار نیکو و زیباست ولی این زیبایی در چه شرایط و توسط چه کسی صورت میگیرد !!! اگرشخصی خواستار چیره شدن بر تاریکی ها ست و میخواهد به سمت نور و روشنائیهایی برود باید اجرای فرامین کند و فرامین در تمام ادیان میگویند که دروغ بد است ، غیبت و قضاوت بد است ، تجسس بد است ، خوردن مال یتیم و دیگران بد است و ...... که تا زمانی که انسان در این ضد ارزشها غوطه ور باشد و به آنها وابسته باشد ، این مسائل نمی گذارند که شخص به سمت درست و نور حرکت کند .
همانطور که قبلا گفته شد عملی که فاعل انجام میدهد هیچ ربطی به اصل فعل ندارد . یعنی دین اسلام ، مسیحیت ، یهودیت و ... فعل هستند ، فاعلان آن که همان مسلمانان و مسیحیان ویهودیان و .... هستند شاید برای پیشبرد اهداف خود قسمتی از این فعل را زیر پا بگذارند و یا تحریف نمایند ولی این عمل آنها نباید تاثیری بر روی عقیده ی ما نسبت به آن فعل و دین داشته باشد و با یکسری توجیهات بی پایه واساس شخص درونش را به تاریکی و ظلمات متصل میکند و این تاریکی ها به مرور شروع به رشد میکند و وجود ش را سیاه و تباه میکند .
برای متصل شدن به روشنائی باید جستجو کرد تا کلید و راه حل مناسب پیدا شود و این کلید علم است ؛ مثلا اگر شخص منطق و فلسفه بد بودن دروغ را بداند و درک کند ، اگر هر اتفاقی هم بیافتد دروغ نخواهد گفت ؛ و این مثال در رابطه با انجام تمام مسائل صادق است !!!
زیباترین عمل کاوش در دنیای علم است !!!
انسان ها ظاهرا با چشم میبینند ولی در اصل هر چه که میبینند ، از درونشان است !!!
شخصی که درونش سیاه و بد باشد ، سیاهی و بدی را میبیند و شخصی که درونش خوب و روشن باشد ، روشنائی ها و خوبیها را میبیند !!!
عشق و محبت سنبل نور و روشنائی است ؛
درون را به جای بدبینی و حرص و حسد و قیاس و..... باید از عشق ومحبت پر نمود و در درون عشق ومحبت واقعی را باید پرورش داد تا بتوان زیبا دید ،نیک دید ، به مخلوق خداوند محبت واقعی داشت تا بتوان به جائی رسید که به خالق نیز عشق و محبت واقعی داشت !!! مطمئنا هیچ خلقتی بیهوده نبوده و ندانستن دلیل یک خلقت خاص ، دلیل بر بد بودن آن خلقت نیست !!!
پس درونمان را زیبا کنیم تا بتوانیم زیبا ببینیم !!!
*****موفق باشید*****