استاد چنین آغاز نمود ؛

در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش است واین به ما می گوید که در تمامی مراحل زندگی ، چه کارهائی که انجام داده ایم و چه کارهائی که میخواهیم انجام دهیم را باید مسئولیتش را قبول کنیم .

واگر ما در زندگیمان معتاد شدیم ، رها شدیم ، درس خواندیم ، درس نخواندیم ، دکتر شدیم ، کارگر شدیم ، مهندس شدیم ، بیکار شدیم و یا هر چیزی که هستیم ، خودمان خواستیم و خودمان کردیم .

حال اگر بخواهیم مسئولیت خودمان را بشناسیم باید اول خودمان را بشناسیم .

برای شناخت خویش می بایست که نفس را شناخت که این نفس در انسان سه مرحله ی ، نفس اماره - نفس لوامه و نفس مطمئنه دارد .

همه ما در زمان مصرف در نفس اماره بودیم و اعتیاد برای ما تصمیم می گرفت و نمی گذاشت که مسئولیت اشتباهاتمان را بپذیریم و این اشتباهات را بر گردن دیگران و خداوند می انداختیم .

با شناخت این نفس ها و با بالا بردن آگاهی و دانائی خود همراه با تفکر از مرتبه ی پائین نفس به طرف مراتب عالی نفس حرکت کنیم که این خودش یک شناخت و معرفت است و در این راه خداوند نیز ما را یاری خواهد نمود .

این را باید دانست که خداوند به انسان اختیار داده است و تمام امکانات مورد نیازش را نیز برای او تامین نموده و در اختیارش قرار داده است ، پس این نمی تواند بی خود و بی جهت باشد . خداوند که نمی  خواسته انسان را بی خود وبی جهت به دنیا بیاورد و در یک مسیر مشخص قرار دهد و در آخر سر هم بمیراند !!!!

یا اینکه انسان هر عملی را که می خواهد انجام دهد و در آخر کار بگوید که خداوند خود درست میکند و باید به خدا توکل کرد !!!!

با قدری تامل خواهیم فهمید که اینگونه نیست ؛

خداوند در کتاب شریف می فرماید :

 اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ

خداوند ولی و یاور کسانی است که ایمان آورده اند ، آنها را از تاریکی به روشنائی می برد .

برداشت و نتیجه کلی که می توان از این وادی داشت این است که بایست که در ابتدا با تفکر و نیت و عمل سالم همراه با سعی و تلاش کاری را انجام دهیم  تا خداوند نیز هادی و یاور باشد .