حس ونیروها

------- نیروی جاذبه ناشی از جرم -------
فیزیک ثابت کرده است که هر جرمی جاذبه دارد .حال هر چه مقدار جرم افزایش یابد ، جاذبه نیز در آن افزایش می یابد.
در مورد انسان نیز این قانون حاکم است .

انسان از دو صور آشکار و پنهان تشکیل شده است و اصل مطلب ما در مورد صور پنهان است .همانگونه که قبلا گفته شد ، تفاوت انسانها در سطح علم و آگاهی آنهاست و این علم و آگاهی در صور پنهان انسانهاست.
دانش و آگاهی در صور پنهان نقش جرم را بازی می کند .
تطبیق این قانون با انسان اینگونه است که هر چه شخص از سطح دانائی و دانش بالاتری برخوردار باشد ، جاذبه ی شخص نیز بیشتر می شود .
این دانش و آگاهی هم می تواند در جهت مثبت و ارزش باشد و هم برعکس ،می تواند در جهت منفی و ضد ارزش باشد!
یک استاد موقعی می تواند شاگردی را جذب نماید که نسبت به شاگرد از سطح دانش بالاتری برخوردار باشد . همچنین این استاد در رابطه با رشته ی مخصوص خودش که در آن مهارت و دانش کافی را دارد ، می تواند جاذبه داشته باشد و شاید به خاطر پائین بودن سطح دانشش در خصوص دیگر رشته ها ،خود جذب استاد دیگری شود .
پس هر چه سطح دانائی چه مثبت و چه منفی ، بالاتر باشد ، افرادی که از سطح آگاهی پائین تری در همان رشته برخوردار باشند را جذب میکند .
طبق این قانون ، انسان نباید هیچگاه به خود غرّه شود و منیت و غرور او را فرا گیرد ! چون همیشه یک نفر پیدا میشود که سطح دانش وآگاهی او از ما بالاتر باشد و یکی از این نفرات که همیشه و همه جا هست ،نیروهای اهریمن و شیطانی هستند که از سطح بالائی از دانش و آگاهی برخوردارند .
دانائی شخص تعیین میکند که در کدام محیط و بستر قرار گیرد .
محیط های خوب و جذب محیط خوب شدن ،باعث ارتقاء سطح دانائی و دانش در فرد میشود و برعکس جذب محیط های بد شدن ،سرانجامش شکست و نابودی است !!!
پس باید از ابتدا نوع خوب یا بد بودن محیط و بستر را تشخیص داد و در محیط های بد و ناپاک حاضر نشد ، چون با حضور در محیط بد ، اگر از سطح دانائی پائینی برخوردار باشیم ، مطمئنا جذب و نابود می شویم .

نیروهای منفی حاکم بر این محیط ها و بستر ها ، شخص را در ابتدا تخلیه ی انرژی می کنند و با تخلیه انرژی شخص وارد عمل می شوند و شخص را از مسیر منحرف می کنند که سر انجامش نابودی است .
در مبحث حقّه های نفس در این رابطه صحبت شد که نیروهای اهریمن با پنج حقه ی ، ذره به ذره - فراموشی - آرامش قبل از طوفان - تو میتوانی - حذف زمان ، قصد به تخلیه ی انرژی شخص دارند .
انسانها گاه ندانسته و ناخود آگاه ، عضوی از ارتش شیطان و اهریمن هستند و بدون اینکه بدانند شیطان را در پیشبرد اهدافش یاری میدهند . مصرف مواد مخدر شاید موردی نداشته باشد ولی یکی از مطمئن ترین راههای شیطان است که شخص با قرار گرفتن در این مسیر ، مطمئنا دچار اعمال ضدارزش و ناپاک میشود و اهریمن را در رسیدن به اهدافش یاری می دهد .
------ نیروی جاذبه و دافعه الکتریکی ------

در این نوع نیرو ، جاذبه و دافعه هایی نسبت به نوع بار ایجاد می شود .
این نیرو می تواند در رابطه با انسان ، اگر بتوان از آن بدرستی استفاده نمود ، می تواند کمک شایانی به انسان بکند و بر عکس اگر آگاهی لازم نسبت به آن نداشته باشد ، به او ضرر می زند .
در کل انسان از چیزی که دور می شود ، به یک چیز دیگر نزدیک میشود . چون زندگی در دو جهت و نیمه است . اگر انسان به طرف نور حرکت کند ، از تاریکی ها دور میشود و برعکس ، اگر به طرف تاریکی ها حرکت کند ، از روشنائی و نور دور می شود . این مسئله همیشه بوده ، هست و خواهد بود چون حیات بر اساس اضداد است .

نمی شود کسی هم خوب باشد و هم بد،هم در فسق و فجور باشد و هم در ارزش ها و .... انسان در یک مرحله می تواند باشد ، یا باید به طرف نور باشد یا باید پشت به نور باشد و رو به تاریکی .
مثلا کسی قصد درمان در کنگره را دارد ، در طول درمان هنوز درگیر یکسری از مسائل ضد ارزش است و از آنها خود را جدا نمی کند ، به مرور می بیند که حالش خوب نمی شود . مطمئنا تا زمانی که پشت به تاریکی ها و ضدارزش ها نکند و در گیر تاریکی ها باشد ، اگر هم سفر اولش تمام شود و موادش قطع شود ، باز حالش بد است و قطعا به درمان نرسیده است ، چون هنوز درگیر مسائل ضدارزش است .
نیروی هسته ای قوی
نیروی هسته ای ضعیف

هر چقدر میزان آگاهی و دانائی انسان بالاتر باشد ، یک هسته ی قوی است و برعکس هر چقدر از سطح دانائی وآگاهی پائین تری برخوردار باشد یک هسته ی ضعیف تر است .
تمام این قوانین را در مطالب فوق به صور پنهان مربوط کردیم . این قوانین در صور آشکار نیز صادق است .
اگر جاذبه در کائنات وجود نداشت همه چیز از هم پاشیده می شد . همیشه اجرام کوچکتر به سمت اجرام بزرگتر جذب می شوند و این قانون تا بالاترین قدرت و نیرو ادامه دارد و این نیرو ، که بالاترین قدرت هاست ، خداست .

اما در این میان یک نیروی نسبتا قوی دیگری هم هست که در جهت گمراه کردن انسان از راه مستقیم تلاش می کند و آن شیطان است که درست است که مخلوق خداست و لی از سطح دانائی بالائی برخوردار است و خود یک جاذب اجرام کوچکتر از خود است .
انجام ندادن اعمال ضدارزش دشوار است و انجام اعمال ارزش نیز سخت و دشوار است . ولی مطمئنا در مسیر ارزش ها حرکت کردن بهتر از مسیر ضدارزش است و لذتی که در ارزش هاس هیچگاه در ضد ارزش ها نیست . ارزش ها ماندگاری طولانی دارند در صورتی که ضد ارزش ها زود میآیند و میروند .

*****موفق باشید *****