نقطه شروع و پایان یک دوره است ؛

در خط و طراحی شروع و پایان یک خط با یک نقطه است . این دوره در ابعاد دیگر می تواند دوره بارداری و جنین ، دوره تحصیلات ، دوره کاری ، دوره زندگی ، دوره اعتیاد ، دوره یک مشکل در زندگی و از این قبیل مسائل باشد . 

مثلا در مسئله اعتیاد و کنگره 60 ، زمانی که شخص شروع به مصرف مواد میکند ، اولین نقطه دوره اعتیاد را شروع کرده و در زمان ورود به کنگره اولین نقطه دوره درمان ترسیم مینماید و زمانی که به درمان میرسد وتائید قطع مصرف توسط جناب مهندس امضا میشود و به درمان میرسد ، یعنی آخرین نقطه دوره اعتیاد شخص و پایانی برای مسئله اعتیاد .

ولی مطمئنا پایان این مرحله و دوره ، سرآغاز دیگری را نیز به همراه دارد و این همان پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست ؛

یقینا این آغازها و پایان ها تا ابد ادامه خواهد داشت و پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست . تنها چیزی که تغییر میکند جنس و ماهیت آنها خواهد بود.

اگر بخواهیم پایانی و توقفی برای حیات در نظر بگیریم علم و قدرت خداوند را زیر سوال برده ایم . زندگی و حیات ادامه خواهد داشت و در طول آن دوره هایی آغاز میشود و به پایان میرسد و مسلما ما نمی توانیم برای آن پایانی در نظر بگیریم ، چون علم آن نزد خداوند است .

دوره هائیکه نام برده شد به دو دسته کلی ، مرئی و نا مرئی تقسیم می شوند که یک شباهت و یک تفاوت عمده دارند . تفاوتی که بین این دو هست ، مرئی برای ما قابل لمس و حس است ولی نامرئی اینگونه نیست و در لحاظ فیزیک و فرکانس برای ما غیر قابل تشخیص می باشد . شباهت آنها این است که هر دوی آنها وجود دارند ، حتی اگر دیده نشوند .

مثلا انسان که از یک صور آشکار یا همان جسم و یک صور پنهان و شش کالبد دیگر تشکیل شده است ولی تنها کالبد جسم برای ما قابل رؤیت است و دیگر کالبدها برای ما غیر قابل حس است . تنها زمانی که انسان به درجه ای از تزکیه رسیده باشد می تواند آنها را لمس نماید . مسئله مهمی که در اینجا حائز اهمیت است این است که صور آشکار و پنهان انسان هر دو وجود دارد و تعیین سرنوشت و اختیار آن چه در صور اشکار و چه در صور پنهان تماماً به عهده خود ماست . با پایان این حیات کالبد جسم ما شاید نابود گردد ولی مسلما کالبد پنهان ما نابود نمی شود و تنها در نوع حیاتی دیگر و یا در کالبدی دیگر به حیات خود ادامه خواهد داد و حیاتهای قبل انسان ، بر نوع حیات بعدی مسلما تاثیر خواهد گذاشت .

قلم برای نوشتن در اختیار انسان قرار گرفته تا بنویسد یا نقاشی کند ، می تواند زیبا بنویسد تا ماندگار گردد و یا زشت بنویسد که هیچ فایده ای نداشته باشد و مجبور شود که دوباره بنویسد .میتواند نفرت و کینه و خشم وغارت و دزدی و .... را بکشد و یا می تواند مهر ومحبت و عشق و امید وتلاش و....را طراحی کند و بجا گذارد .

 مانند دانش آموزی که از یکسال تحصیل در امتحانات مردود میشود و مجبور است دوباره آن سال تحصیلی را از نوع  شروع کند و تا زمانی که نتواند این مرحله را تمام نماید نمی تواند وارد مرحله بعدی و سال تحصیلی جدید شود .

زمانی که عمل زشتی را از خود بجا گذاشته ایم باید برگردیم و در این راه تمام زشتیها را باید پاک نمود تا بشود اثر زیبایی بجا گذاشت . نمی توان با همان اعمال زشت گذشته طرح زیبائی را از خود بجا گذاشت .

 مهمترین مسئله در این مورد قبول اشتباهات و پذیرفتن مسئولیت گذشته ی خود می باشد تا بتوان رفع مشکل و زشتی نمود و طرح تازه و زیبائی را بجا گذاشت.

اختیار از امتیازات یک انسان نسبت به دیگر خلوقات است ولی باید به

 این نکته توجه کرد که در کنارما انسانهای دیگری نیز زندگی میکنند که

 آنها نیز دارای اختیار هستند . آنها نیز می توانند در قبال اختیار  ورفتار

 شما تصمیم گیری کنند . پس باید جوانب کار را در نظر گرفت که در

 برخورد دیگران به مشکل بر نخوریم .

زمانی که انسان مسولیت کار خود را بپذیرد و درصدد حل آن برآید ، 

مطمئنا خداوند نیز در این مسیر او را یاری خواهد نمود . اگر شخص در این مسیر دست از تلاش بر ندارد و صبر نماید ، عاقبتی شیرین در آخر کار خواهد بود . در مسیر پاکسازی گذشته باید به بازپرداخت بدهی توجه کرد .

***** موفق باشید *****