وادی سیزدهم
![]()
در صفحه 13 وادی مثلی را در قالب داستان شکار میمون ، برای موجود یک بعدی بیان کرده است . میمونی که تنها در یک خط حرکت میکند و قدرت خارج شدن از مشکل و نجات خود را ندارد و تنها فکر بدست اوردن موز داخل سوراخ را دارد و با این کار شکارچی او را شکار می کند .
انسانهایی هم که تنها در یک خط و راستا حرکت می کند و به غیر از ان به چیز دیگری توجه نمی کنند و تمام مسائل زندگی خود را از فیلتر ان مورد میگزرانند و قدرت تشخیص شرایط و حل مشکل را ندارند نیز یک انسان یک بعدی هستند .
مثلا یک فرد معتاد تنها به مواد مصرفی خود فکر میکند و تمام مسائل زندگی خود را از فیلتر مواد میگزراند که مبادا ضرری به مصرف موادش وارد شود . مثلا زمانی به مسافرت میرود که بتواند مواد مصرف کند یا در انتخاب کار و اشتغال خود نیز به همین گونه و در کل برای خوراکی ها ، گردش ، خواب ،خانواده ، هزینه های زندگی ، رسیدگی به مسائل گوناگون اجتماعی و .... زمانی امکان پذیر می شود که تداخلی با مصرف مواد نداشته باشد .
به غیر از مصرف مواد افراد دیگری نیز هستند که به طرق مختلف به مسائلی وابستگی و اعتیاد دارند مانند کسی که به پول و مال وابسته است یا کسی که حریص مقام است یا فرد شهوت پرست و از این قبیل افراد که همه چیز را فدای وابستگی خود میکنند و به خاطر این وابستگی و تفکر غلط ، قدرت حل و فصل مسائل را نیز ندارند .
در داستان شکار میمون ، میمون در دام صیاد میافتد و برای انسان این دام ، دام شیطان است که انسان اختیار خود را به شیطان و ابزار شیطان میدهد .صیاد میمون را برای اهداف خود تربیت میکند تا ابزاری شود برای کسب درامد صیاد . انسان در دام شیطان نیز به همین گونه است که شیطان انسان به دام افتاده را اسیر و دست آموز خود میکند تا به وسیله ان بتواند هم او را منحرف نماید و هم انسانهای دیگری را بواسطه او به انحراف بکشاند و با این کار به هدف خود برسد .
با نگاهی صحیح می توان فهمید که لذتهای گوناگونی در حیات در اختیار انسان قرار داده شده است که باید در حد تعادل از انها بهره برد . اگر اب پرتقال هست در کنارش اب و شیر و .... هم هست . اگر درامد و کار هست در کنارش تفریح و استراحت نیز قرار دارد . شهوت به اندازه و در حد تعادل مفید است و شهوت رانی ضررات فراوانی را به همراه دارد . پس باید زندگی کرد و در حد امکان از فواید و زیباییها و لذت های مفید زندگی به قدر کفایت استفاده نمود .
انسان مجموعه ای از استعدادها و توانائی های بیشماری است که بسیاری از انها هنوز ناشناخته است ولی زمانی که انسان یک بعدی باشد و در دام شیطان باشد و از او و ابزار او فرمان بگیرد تمام این توانائی ها را یا نابود میکند و یا در جهت اهداف شیطان بکار میگیرد و دیگر از خود خواسته یا ناخواسته هیچ اختیاری ندارد ، چون در بند شیطان است و از او فرمان میگیرد .
حرص و آز و طمع از مهمترین مسائلی است که انسان را به یک موجود تک بعدی تبدیل می کند .
زمانی که انسان خود را از بند رها میکند و می تواند خود تصمیم بگیرد و به آگاهی لازم برسد و از تمام لذتهای دنیا به اندازه تعادل استفاده نماید ، آن زمان به معنی و مفهوم واقعی لذت پی خواهد برد .
***** موفق باشید *****