انفاق و گذشت و کمک کردن که نوعی خدمت است در وهله اول باید خواسته آنرا در خود ایجاد کرد و در بستر مناسب کاشت . آموزش درست خدمت کردن را فرا گرفت تا بتوان درست خدمت نمود ، و باید اذن آن هم صادر گردد ، و اذن صادر نمی گردد تا زمانی که خود فرد خواسته نداشته باشد و حرکت نکند !!! باید دلیل و منطق عمل و خدمت خود را بداند و در جهت رسیدن به ان حرکت کند تا اذن صادر گردد .

مثلث عشق ، عقل ، ایمان

کسی که به درک درست و واقعی از مثلث عشق ، عقل ، ایمان رسید و به واقعیت آن پی ببردو آنرا بتواند بطور واقعی مثلث که در تعادل لازم است ، در زندگی به خوبی اجرا نماید ، در بدترین شرایط نیز در آرامش درونی است و از غیر خدا بی نیاز !!!!

همانطور که قبلا گفته شد انسانهای تک بعدی در یک خط حرکت میکنند ، مثلا فرد معتاد تنها مواد مخدر را می بیند ، فرد مال اندوز تنها در پی جمع آوری مال است و ...... ولی انسان دوبعدی دیگر در یک خط نیست ، بلکه باید سطح و کل را بببیند و به تمام مسائل زندگی توجه خاص خودش را داشته باشد .

از لحاظ هندسی ، در مثلث هر سه ضلع به هم متصل و مرتبط هستند و به همین خاطر در اینجا از مثلث استفاده شده است . چون  در مثلث عشق ، عقل  وایمان هر سه ضلع به هم وابسته و متصل هستند . 

در تمام انسانها این مثلث وجود دارد ، ولی در اکثر افراد بطور نامنظم این مثلث وجود دارد . یعنی کسی ایمان زیاد دارد در کنارش کمی عقل و عشق هم دارد و یا فردی عشق زیاد دارد ولی از ایمان و عقل کمی برخوردار است و ..... 

بهترین و موثرترین حالت این مثلث زمانی است که هر سه ضلع عشق ، عقل و ایمان به اندازه مساوی در شخص وجود داشته باشد و به تعادل رسیده باشد . 

نشانه ی انسانهای دو بعدی صلح و آرامش درونی است .

انسانهای دو بعدی ، اعمال صالح انجام میدهند که عمل صالح عملی است که نتیجه ی آن صلح و آرامش باشد نه جنگ و نزاع و خونریزی و ... 

در کل هیچ انسانی نمی خواهد عمل ناپسندیده و اشتباهی را انجام دهد ، تنها بدلیل عدم آگاهی است که یک عمل اشتباه و ضدارزش را انجام میدهد .

مثلا اعضای طالبان که با بستن کمربند انتحاری در میان جمع میروند با انفجار آن خود و عده ای را می کشند ، افرادی هستند که از این مثلث تنها ضلع ایمان را در خود ایجاد نموده اند و دیگر اضلاع در انها ضعیف است .

انسانهای دو بعدی برای جامعه و دیگر مخلوقات خداوند مفید هستند . به آنها عشق می ورزند و آنها را دوست دارند .

مشکلات همیشه بوده و هست ؛ انسانهای دو بعدی بسیاری از مشکلات که انسانهای تک بعدی ایجاد میکنند را ایجاد نمی کنند و حتی انسانهای دو بعدی توانائی و قدرت  رهائی از مشکل را دارند و می توانند راهکاری برای خروج از آن پیدا کنند .

انسان سه بعدی

گفته شد که در انسانهای دو بعدی ، مثلثی است که دارای سه ضلع مساوی عشق ، عقل و ایمان است . حال اگر این مثلث را روی سطح قرار دهیم و خطی را به نام خمر به طور یکسان میان آنها تقسیم کنیم که این خط چهارم از یک نقطه بطور مساوی بین سه ضلع تقسیم می شود ، در این حالت شخص از انسان دو بعدی ، تبدیل به انسان سه بعدی می شود .

اگر خط خمر دچار مشکل شود و یا ضعیف باشد ، این مثلث دچار اختلال می شود .

خط خمر همان سیستم غدد تولید کننده مواد شبه افیونی در درون بدن است که با ایجاد اختلال در آن شخص از تعادل طبیعی خارج می شود و با مشکلات فراوانی روبرو می شود .

این غدد که با رعایت نکردن مسائل گوناگون زندگی مانند انجام اعمال ضد ارزش ، خوراک ، مواد مخدر و .... دچار اختلال و ضعف می شود که ضعف در این بخش باعث تغییر رویه عادی در زندگی و از تعادل خارج شدن شخص می شود .

شخصی که خط خمر در او دچار مشکل شده باشد ، سه ضلع مثلث عشق  و عقل و ایمان او نیز دچار مشکل می شود بطوری که شخص نمی تواند به عشق و عقل  وایمان واقعی برسد .

اهمیت تولید این مواد در درون انسان به حدی زیاد است که اگر به کمتر از 30% برسد انسان حیات خود را از دست میدهد .

با این شرایط شخص بدون توجه به اهمیت این موضوع خواسته یا نا خواسته آسیبهایی را به خود وارد میکند که این آسیبها سیستمهای بدن را دچار اختلال و ضعف میکند و در طول زندگی بدون توجه به آسیبهایی که از قبل به خود وارد نموده ، بدنبال علت مشکلاتش در زندگی می گردد . 

تغذیه نامناسب ، مصرف مواد مخدر ، انواع خود آزاری ، اعمال ضدارزش ، افکار مخرب و ...... از عوامل تاثیر گزار بر این سیستم هاست .

***** موفق باشید *****